مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

290

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

و كثرت ، و جمع و تفصيل ، و تنزيه و تشبيه بود . و اگر نوح مثل اين آيت بياوردى ، و قوم را به آن دعوت كردى لفظا ، ايشان نيز جواب او گفتندى مطابق آن لفظا ؛ و از پيش اين آيت گفته شد كه : نيمهء او تنزيه بود لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ؛ و نيمهء ديگر وى تشبيه بود ؛ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ . بلكه گفتيم كه : در هر نيمه از وى هم تنزيه است ، و هم تشبيه ؛ چنان كه شرح داده شد . و نوح [ را ] دعوت قوم به شب كردن اشارتى است به دعوت كردن ايشان من حيث العقول و الارواح ؛ كه صفت غيب دارد ؛ چنان كه به نسبت با نهار غيب است . و دعوت كردن ايشان به روز ، عبارت از دعوت ايشان است من حيث الصورة و الجسم او الجثّة . - يعنى : الأبدان ؛ كه صفت ظهور دارد و شهادت ؛ كه روز به نسبت با شب شهادت است . پس اگر دعوت ليلى بود به تنزيه تعلّق داشته باشد ، و اگر نهارى بود به تشبيه متعلّق باشد . و جمع ميان هر دو نكرد ؛ چنان كه در لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ است . لاجرم فرقان موجب فرار ايشان شد . ثم قال عن نفسه إنّه دعاهم ليغفر لهم ، لا ليكشف عنهم « 104 » ، و فهموا ذلك منه - ع - « 105 » ؛ لذلك « جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ » و هذه كلّها صورة السّتر الّتي دعاهم إليها فأجابوا دعوته بالفعل لا بلبّيك . يعنى : بعد از دعوت ليلى و نهارى ، حكايت كرد نوح از نفس خود ؛ و خبر داد از حال دعوت خويش كه : انّى دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ « 106 » . و « مغفرت » معنى او « ستر » است و پنهانى . و ايشان كه قوم وى بودند ، دريافتند اين معنى كه : دعوت نه بكشف است مر حقيقت امر و رفع حجاب [ را ] . پس به مثل آنچه ايشان را به آن دعوت كرد بالفعل ، پيش آمدند - يعنى : نه بسمع و طاعت ؛ و به لبّيك

--> ( 104 ) - ن : ليكشف لهم ( عف - ت ) . ( 105 ) - بجاى « ع » ، « صلعم » آورده است ( عف - ت ) . ( 106 ) - ق ( س 71 - 7 ) انى - در قرآن چنين است : وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ .